مورچه دردسر ساز
مامانی قربونت بشم مگه قول ندادی سفت سفت به دلم بچسبی تا به موقعش به دنیا بیای؟
چرا آخه بیمعرفتی میکنی؟
نینی اینقدر بد قول میشه آخه؟
امروز یه مورچه بدجنس رفت تو گوش مامانی و مامانی رو ترسوند دیشبم که صدای خاک برداری همسایه هول انداخت به دلم
برای همینم امروز شما حالت خوب نیست حال مامانی رو هم بد کردی عزیزم
قربونت برم قول بده سفت بچسبی خیلی دوست دارم نمیخوام که بری...آخه خودت دلت میاد بازم من و بابایی رو تنها بزاری و بری؟
آخه چرا اینقدر قایم موشک بازی میکنی با ما؟
بخدا مامانی طاقت نداره عزیزکم
بابایی خیلی غصتو میخوره از دلتنگی شما کلی اشک ریخته
عزیزم شما دلتنگ مامانی و بابایی نیستی مگه؟
قول بده نینی خوبی باشی و مامانی رو اذیت نکنی
منم بهت قول میدم وقتی اومدی تو بغلم برات غذاهای خوشمزه درست کنم ببرمت پارک با بابایی ببریمت شهربازی بریم اسباب بازی بخریم برات و........
کلی برنامه های خوب خوب برای شما تهیه دیدیم عزیزم شما فقط قول بده صحیح و سلامت بیای تو بغلم و یار امام زمان باشی و بهترین بنده خدای مهربون
مامانی به حرف خدا گوش کن اگه خدا صلاح نمیدونه بیای پیشمون باشه نیا منم اعتراضی ندارم
بهشت بهت خوش بگذره نازنین مامان


مورچه دردسر ساز
